سخت میگذرد وقتی یار داری و حوصله نداشته باشه
حالم بد جور گرفته و حرابه
دلم بد جور گرفته از این زمونه
اشکام میریزه مث بارون
همه خانوادم خوابیدن کسی نیس زنگ بزنم باهاش حرف بزنم
چقد حس تنهایی کردم چقد حس دلتنگی کردم
چقد فک کردم دورم چقد حس کردم طنابم از دنیا کنده شده
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
دلتنگ شدم
دلتنگ روزایی که مث خواب گذشته
استرس روزایی میکشم که بدون اجازش اب نخوردم
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
ی حس بد دارم خستگی کوفتگی درماندگی
راحت نیستم حتی با خودم
انقد تعارف بازی دراوردم که خودمم خسته شدم
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
اتفاقای جوراجوری برام میفته
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
دلم اساسی گرفته
حس خفگی بهم دست داده
کلی از کارام مونده
فردا تا شب یکسره سرکارم
کاش ی روز کامل وقت داشتم
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
یادش بخیر روزایی بود که چندبار پست میذاشتم الان حتی وقت ندارم فکر کنم خخخخ چه برسه به نوشتن
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
خیلی ناراحتم
امروز تولد همسر جانه
اما نتونستم هیچ کاری بکنم
جز ی کادویی که دوهفته قبل خریدم
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی

خیلی وقته ننوشتم گوش شیطون کر از این به بعد روزانه مینویسم
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
از ماه مرداد زیاد خوشم نمیاد
تنها چیزی که داره همین حساسیته
خیلی عذابم میده واقعا
امروز که کلافه شدم انقد هم داغم که خدا میدون ه
فش فش کنانم خخخخ
از کله صبح تا الان اینجوریم
خدایا ی فرجی کن من فردا بتونم این اتاق یکم جمع کنم اخه چه وضعشههههههههههه
برچسب: حساسیت,
نویسنده: نگار توکلی
سلام صبح زیبای سه شنبتون بخیر و شادی ان شالله
دیروز عروسی همسایه اقایی اینا بود من و مادرشوهر هم دعوت کرده بودن ساعت 4-7کلا با رسم رسومات ما فرق دارن
اقا ما زیاد نگران نبودیم و بیخیالی طی میکردیم
گفتیم دو اینا میایم یکم ماست مالی میکنیم خوبه دیگه لباس میپوشیم
از شب قبلش هم که حموم رفته بودم موهامو پیچونده بودم پس کلم که کش میبندم حالت بگیره الحق که حالت هم گرفته بود با تاف افتادم به جونش و پر تاف
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
امیدوارم یکی از این روزا ما هم خونه دار بشیم بریم سر خونه خودمونبعضی وقتها حسای میاد به وجودم که ناراحتم میکنهاینکه تلاش و سعی کنی اون چیزی میخوای درست کنی رو بعد ندونی کجا نگهشون داری عذاب اوره
دوس ندارم خیلی شکلک ناراحت استفاده کنمولی نمیشه که
چشام هی پر میشه
از پنج شنبه که شبش خونه دخترخاله اقایی دعوت بودیم(عروس ی ماه پیش میگم ) مث فرفره میچرخم
کاش این چرخیدان ها بچشم بیادش
جمعه باغ دعوت بودی
یادم زوفایع اشجع ناس اید واز چشم ترم سودۀ الماس اید اید به چهان اگر حسین دگری هی هات چو برادری عباس ایدمینویسم از روزانه هایمون از علاقه تا رسیدنمون توکلت علی اللهوَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ *الله لا اله إ لاّ هوَ الحیُّ القیُّومُ لا تَا خذُ هُ سِنَهٌ وَ لا نَو
برچسب: بدین؟,
نویسنده: نگار توکلی
یادم زوفایع اشجع ناس اید واز چشم ترم سودۀ الماس اید اید به چهان اگر حسین دگری هی هات چو برادری عباس ایدمینویسم از روزانه هایمون از علاقه تا رسیدنمون توکلت علی اللهوَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ *الله لا اله إ لاّ هوَ الحیُّ القیُّومُ لا تَا خذُ هُ سِنَهٌ وَ لا نَو
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
چون نفس میکشم
من خوشبختم ....
چون راه میرم
من خوشبختم ....
چو همراه توام
+ بهارخانمـــــی و آقایِــــــــی| |
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی